حال من دست خودم نیست / دیگه آروم نمیگیرم
دلم از کسی گرفته / که میخوام براش بمیرم . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست / با زاهد بی مایه شکستن ثمری نیست
برخیز جز این چاره نداری که در این حال / جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
بعضیا میگن دنیا ارزشش رو نداره ! مگه میشه دنیایی که تو رو داشته باشه بی ارزش بشه !
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
تو مانند کبوتر ها نجیبی ٬ تو مثل داستانهای عجیبی
گناه من چه بود که گفتی ٬ از این پس از نگاهم بی نصیبی . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
کاش تو چایی بودی و من قند !
تا خودم رو فدات میکردم تا تلخی روزگار رو حس نکنی !
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود
این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
یادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرین برای همه ی عمر . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
باز کن ار سر گیسویم بند / پند بس کن که نمیگیرم پند
در امید عبثی دل بستن / تو بگو تا به کی آخر ، تا چند . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین
آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
تو را دوست داشتن برای من عبادت است
از تو دور بودن برای من قیامت است
آزادی عشق تو برای من حاجت است
دیدن رخ ماهت برای من زیارت است . . .
-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-
ادامه اس ام اس ها در ادامه مطلبادامه مطلب...
افکار عاشقانه

21- دکوراسیون منزلتان را تغییر دهید و در این رابطه از نظر فروشندگان فروشگاههای مورد نظر بهره مند شوید.
22- یک مشت آب کف آلود دریا را بردارید و توجه کنید که چه کسی یا کسانی بیشتر به این عمل شما توجه دارند، چرا که آنان نیز همچون شما احساسات شکننده ای دارند.
23- به ماهیگیری بروید.
24- بعدازظهر یک روز آخر هفته را با همدیگر در پارک بگذرانید.
25- صبح زود پیش از رفتن به محل کار به پیاده روی صبحگاهی بروید.
26- حتما در مهمانی های سال نو شرکت کنید.
27- برای یکی از دوستان عزیزتان سیب ببرید یا اینکه او را برای صرف شام دعوت کنید.
28- هر چه دارید در اختیار یک وکیل زبردست بگذارید تا شاید بتواند کسی را که می خواهید پیدا کند.
29- برای اینکه شجاعتتان را محک بزنید و همینطور با افراد شجاع آشنا شوید به عضویت یک کلوپ کوهنوردی یا اتومبیل رانی درآيید.
30- به عضویت یک گروه موسیقی درآیید که شاید در آینده نزدیک بتوانید ترانه عاشقانه ای بخوانید.
31-پرواز با بالن را امتحان کنید، چون این نوع پرواز خیلی رومانتیک است.
32- در عروسی بعدی که در آینده شرکت می کنید، بدنبال کسی باشید که همیشه در ذهنتان می پرورانید.
33- در بازیهای محلی شرکت کنید چون ممکن است قصه عشق و زندگی شما از همانجا آغاز شود.
34- همیشه آپارتمانتان را تمیز نگهدارید.
35- در داخل آسانسور با نامزدتان صحبت کنید.
36- در یک باشگاه بدنسازی اسم نویسی کنید و عضلات بدنتان را پرورش دهید.
37- برای کارهایی که باید در طول روز انجام دهید برنامه ریزی مخصوصی داشته باشید.
39- داوطلبانه برای بیماران در بیمارستانها گل و هدیه ببرید و در این میان به مجرد ها بیشتر توجه کنید.
40- طراحی دکور منزلتان را طوری انتخاب کنید که جلب توجه افراد اطرافتان را بنماید.
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

